تبليغاتX
سینمایی های ماندگار - The Viliage
از فکسون.کام به شما گزارشی خلاصه تر میدهم!

 

 

عنوان فارسي: دهکده

محصول سال: 2004 ( اولين عرضه در July 26 )

ژانر:  درام ،  رمزآلود ،  مهيج

به کارگرداني: M. Night Shyamalan

فيلم نامه: 

نوشته‌ی M. Night Shyamalan
 
با هنرمندي:
 
Bryce Dallas Howard    در نقش    Ivy Walker
Joaquin Phoenix    در نقش    Lucius Hunt
Adrien Brody    در نقش    Noah Percy
William Hurt    در نقش    Edward Walker
Sigourney Weaver    در نقش    Alice Hunt
Brendan Gleeson    در نقش    August Nicholson
Cherry Jones    در نقش    Mrs. Clack
Celia Weston    در نقش    Vivian Percy
John Christopher Jones    در نقش    Robert Percy
Frank Collison    در نقش    Victor
Jayne Atkinson    در نقش    Tabitha Walker
Judy Greer    در نقش    Kitty Walker
Fran Kranz    در نقش    Christop Crane
Michael Pitt    در نقش    Finton Coin
Jesse Eisenberg    در نقش    Jamison
 
 
آهنگساز:  James Newton Howard
 
خلاصه داستان:
 
در یک دهکده به اسم کاوینگتون که دورتادور آن را جنگلهای انبوه فراگرفته ظاهراً موجودات غیر بشری خطرناکی در این جنگلها زندگی می کنند . تا زمانیکه اهالی دهکده قدم بداخل جنگل نگذارند جانشان در خطر نمی باشد اما اگر وارد جنگل شوند توسط این موجودات صدمه می بینند . رئیس و ریش سفید دهکده دختری نابینا اما پر دل و جرات به اسم ایوی دارد که عاشق پسری شجاع به اسم لوسیل است و ایندو تصمیم دارند روزی با هم ازدواج کنند . لوسیل از ریش سفیدان دهکده درخواست می کند به او اجازه خروج از دهکده و ورود به جنگل را بدهند اما آنها با این تقاضا مخالفت می کنند . در ادامه یکی از اهالی بر اثر وقوع حادثه ای مجروح می شود و چون پزشکی در دهکده وجود ندارد لوسیل تصمیم می گیرد به شهر رفته و پزشک خبر کند و با ورود او به جنگل حوادث تازه ای در اطراف دهکده آغاز می شود .
 
اين فيلم با نام هاي :
  • M. Night Shyamalan's The Village (USA)(promotional title)
  • Grey (Philippines: English title)(review title)
  • The Woods (USA)(working title)
  •  
    نيز شناخته مي شود.
     
    محصول کشور:  USA
     
    لوکيشن ها
     
  • Bucks County, Pennsylvania, USA
  • Centerville, Delaware, USA
  • Pedricktown, New Jersey, USA
  •  
    زبان:  English 
     
    تصوير:  رنگی
     
    صدا:  DTS-ES ، Dolby EX 6.1 ، SDDS
     
    رده بندی سنی:   PG-13  بعضی بخشها ممکن است برای کودکان زیر ۱۳ سال نامناسب باشد.
     
    زمان فیلم:  108 دقیقه
     
    درباره فیلم :
     
    فیلمی دیگر از ام نایت شیمالان کارگردانی که متخصص ساختن فیلمهای اینچنین عمیق و فلسفی است .اما در مورد فیلم دهکده زمانی که این فیلم رو برای اولین بار مشاهده کردم تا نیمه نخست فیلم فکر میکردم که داستان فیلم در سالهای صده گذشته تاریخ میلادی رخ میدهد اما هر انچه از زمان فیلم میگذشت من به اشتباه خودم پی میبردم و در نهایت پایان فیلم که که دچار شک زدگی شدم .البته در فیلمهایی که شیمالان میسازد همیشه همین اتفاق رخ میدهد .وباید همیشه منتظر یک شک بزرگ در داستان فیلم باشید.


    داستان سنت گرایی انسان در مقابل انسان مدرنیته امروز .فرار انسان از عصر امروز به گذشته و در واقع یک نوع تجدد گرایی داستان اصلی فیلم است.در دهکده با انسانهایی روبه رو هستیم که در چندین سال قبل

    از زندگی مدرن شهری خود فرار و به یک دهکده میروند و باخود پیمان میبندند که به فرزندان و ایندگان چیزی نگویند .حالا از ان زمان سالهاست گذشته و بچه ها بزرگ شده اند.مسله ای که خیلی مهم است این است که این بچه ها با فرهنگ و سنت قدیمی بزرگ شده اند .انها قدیمی لباس میپوشند و با هم رابطه خوبی دارند شاید ام نایت شیمالان .اینجا دست به کار بزرگی زده و فرهنگ و سنت قدیمی را در مقابل فرهنگ مدرن امروزی (که به نظر من نمیشه به انسان مدرن امروز انسان با فرهنگی گفت)قرار داده و فیلم میخواهد این پیام را به بیننده القا کند روابط نزدیک انسانی .معنویت انسان و سنت گرایی در جوامع امروز جهان خصوصا جهان غرب از بین رفته است.این دهکده در اعماق یک جنگل و دور ان حصارهایی از شاخ و برگ و درخت وجود دارد که هیچ کسی از جهان بیرون نمیتواند با انها ارتباط داشته باشد.اهالی دهکده و هم پیمانان دور دهکده یک حد معلومی را با رنگ زرد و قرمز مشخص کرده اند تا اهالی جدید دهکده که همان نسل جدید و فرزندان هم پیمانان قدیمی هستن از ان خارج نشوند و این کار را با ایجاد خرافه و ترس کاذب از موجودات خیالی ایجاد کرده اند تا فرزندان به فضای خارج دهکده نروند و احیانا به شهر نزدیک نشوند.

    مسله حدود و مرزها از مسائل مهم این فیلم به شمار میرود .و همچنین ترس از ندیده ها .در زندگی به نظر من مرزهایی وجود دارد که که اگر انسان ان حدود ان را رعایت نکند دچار مشکل میشود .همین مسله ای که شیمالان به ان اشاره کرده .اهالی و هم پیمانان قدیمی دهکده .با استفاده از پوستین و یک لباس یا شنل قرمز رنگ و ماسکی شبیه به صورت گراز میخواهند این طور وانمود کنند که این موجودات نگهبانان جنگل هستن و اگر کسی از ان حدود مشخص رنگها که به ان اشاره کردم پا فراتر بگذارد .توسط این موجودات مجازات میشود.ترس از چیزی که انسان متوجه ان میشود و با چشم ان را میبینند امری بدیهی است .اما حقیقی یا کاذب بودن ترس رو نمیتوان صرفا و فقط با دیدن متوجه شد .محور اصلی فیلم دختری است که نا بینا است اما دارای حس فوق العاده قوی که انسانها رو از بو و دیگر حواس تشخیص میدهد.این دختر عاشق پسری است در جریان و کش و قوس فیلم پسری دیگر که دارای بیماری جنون است(بیماری که اگر این پسر در شهر زندگی میکرد شاید دیگر به ان دچار نمیشد)به خاطر حس حسادت با چاقو به معشوقه دختر نا بینا حمله میکند .و او را زخمی میکند و پسر و معشوقه دختر نابینا را در استانه مرگ قرار میدهد .مرگی که نه به خاطر جراحت بلکه به خاطر نبود امکاناتی در حد معمولی و داروهایی نظیر انتی بیوتیک ها قرار است رخ بدهد.حالا شیمالان دو باره با ذهن بینندگان یک بازی جدید را شروع میکند.دختر نابینا که تا حدود زیادی از جریان پیمان گذشتگان خود خبر دار شده .تصمیم میگیرد برای تهیه دارو به شهر برود .البته با کمک چند تن از پسران جوان دهکده .انها راهی میشوند اما پسرهای دهکده دختر را در جنگل رها میکنند

    .شاید به خاطر ان چیزی که انها با چشم دیده بودند .اما دختر به خاطر نابینا بودن چیزی را ندیده بود که موجبات ترس او شود.دختر راهی شهر میشود .اما پسر مجنون با برداشتن یک پوستین و شنل قرمز به دنبال دختر میرود تا او را به قتل برساند .ودر منطقه گلهای قرمز جنگل که منطقه ممنوعه است به کمین مینشیند.......منطقه ای ممنوعه که در واقع منطقه ای است که به شهر بسیار نزدیک است و به خاطر همین مسلئه توسط اهالی و هم پیمانان قدیمی به منطقه ممنوعه خوانده شده است.اما همان طور که گفتم شخصیت اصلی داستان ما نابینا است .او جور دیگری میبیند که نمیترسد .شاید شیمالان میخواهد این پیام را به ما بدهد که بسیاری از مشاهدات ما واقعی نیستند و با باید با یک دید بصری احساسی به زندگی نگاه کنیم.به هرحال دختر در سکانسهای پایانی فیلم به شهر میرسد .سکانسی که من را دچار بهت و حیرت کرد.یک لحظه فکر کردم دختر از زمان گذشته به زمان حال امده است.و باقی ماجرا..................................

    به هر حال شیمالان با ساخت این فیلم بار دیگر هنر خود را ارائه کرد و چرا های زیادی رو در ذهن بیننده باقی گذاشت.او با اینکه سنت گرایی را در ابتدای فیلم بر تر از مدرنییسم نشاان داد اما در پایان انسان امروز

    طوری نشان میدهد که به هر حال مجبور است برای اینکه زنده بماند باید با علم و عصر جدید همگام شود.

    به هرحال یک سوالی که برای من باقی ماند این است که سنت گرایی یا مدرنیسم؟
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 23:44  توسط کوروش غفاری  |