تبليغاتX
سینمایی های ماندگار - Nuovo cinema Paradiso
از فکسون.کام به شما گزارشی خلاصه تر میدهم!

 

 

عنوان فارسي: سينما پاراديزو

محصول سال: 1989 ( اولين عرضه در May 19 )

ژانر: درام

به کارگرداني: Giuseppe Tornatore

فيلم نامه: 

نوشته‌ی Vanna Paoli ، Giuseppe Tornatore
 
با هنرمندي: 
 
Antonella Attili    در نقش    Maria (Young)
Enzo Cannavale    در نقش    Spaccafico
Isa Danieli    در نقش    Anna
Leo Gullotta    در نقش    Usher
Marco Leonardi    در نقش    Salvatore (Adolescent)
Pupella Maggio    در نقش    Maria (Old)
Agnese Nano    در نقش    Elena (Adolescent)
Leopoldo Trieste    در نقش    Father Adelfio
Salvatore Cascio    در نقش    Salvatore (Child)
Tano Cimarosa    در نقش    Blacksmith
Nicola Di Pinto    در نقش    Village Idiot
Roberta Lena    در نقش    Lia
Nino Terzo    در نقش    Peppino's Father
Jacques Perrin    در نقش    Salvatore (Adult)
Philippe Noiret    در نقش    Alfredo
 
آهنگسازان:  Ennio Morricone ، Andrea Morricone
 
اين فيلم با نام هاي :
 
  • Cinema Paradiso: The New Version (USA)(director's cut)
  • Cinema Paradiso (France) (USA)
  •  
    نيز شناخته مي شود.
     
    محصول مشترک: Italy ، France
     
    لوکيشن ها:
     
  • Bagheria, Palermo, Sicily, Italy
  • Castelbuono, Palermo, Sicily, Italy
  • Cefalù, Palermo, Sicily, Italy
  •  
    زبان ها:  Italian ، English
     
    تصوير: رنگی
     
    صدا: Dolby
     
    رده بندی سنی:   R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
     
    زمان فیلم: 170 دقیقه
     
    درباره فیلم :
     
    یکی از پیشنهادهایی که من غالبا به رفقای سینماییم میکنم اینست که سعی کنند دو تا فهرست برترین فیلمها درست کنند. اولی حاوی بهترین فیلمها از جهات تکنیکی باشه و دومی، فارغ از ملاحظات فنی، «دوست داشتنی»ترین فیلمهاشون و البته واضحه که فیلمای مشترک دو لیست زیاده. گمون میکنم همه (از جمله من) توی لیست اول فیلم همشهری کین رو قرار بدن ولی بعیده کسی پیدا بشه که بگه کین فیلم محبوب منه (منجمله من!). سینما پارادیزو برای من جزو فیلمهای فهرست دومه. دیدن و انگشت گذاشتن روی ضعفهای فیلم کار سختی نیست (مثلا زمان فیلم طولانیه، داستانهای فرعی روتین هستند، جهت گیری فیلم مشخص نیس، بازی ها داغونه، دائم قراره به زور نوستالژی بریم جلو، و بنظر من فیلم آریتمی داره!) اما با همه این حرفا یه جوریه که همه ضعفای احتمالی رو نادیده میگیرن و ازش لذت میبرن. پارادیزو توی فهرست اول من نیست چون با دیدنش چیزی به شناختم از سینما اضافه نشد و غیر از ایده اش واقعا هیچ چیز بکر و جدیدی برای عرضه ندارد. حتی عادت کرده ام از موریکونه موسیقی هایی بشنوم که با آنکه بتنهایی عالی است، اما متاسفانه گاهی درست به فیلم دوخته نشده. اهل فن سینما میتوانند مدعی شوند اگر پارادیزو نبود هیچ اتفاق خاصی نمیفتاد ولی ما تماشاگران میتوانیم مدعی شویم اگر پارادیزو نبود، و اگر بطور کلی تورناتوره و فیلمهایش نبود، نمیدانستیم دقیقا چطور میشود راحت روی صندلی لم بدهیم و لذت ببریم، هیجان زده شویم، عصبانی شویم، بخندیم، و گریه کنیم.
     
    سینما پارادیزو فیلمیه با یه داستان کلّی که به سه ماجرای جدا و در عین حال مرتبط با هم ( از نقطه ی آغاز تا پایان ) می پردازه : 1. سینما پارادیزو 2. رابطه ی توتو و آلفردو 3. رابطه ی سالواتوره (توتو) و النا . و شاید بشه گفت تارناتوره برای به تصویر کشیدن دو مورد اول از توفیق بیشتری بهره برده . حتی اگر شما هیچ علاقه ای به واقعیت روند تبدیل سینما های آپاراتی قدیم به سینما های جدید دیجیتالی نداشته باشید ، از دیدن اون بخش از فیلم که به این موضوع می پردازه لذّت خواهید برد چون با حسّ انسانی آمیخته شده . و اگر خیلی احساساتی هم نباشید باز هم فراز و نشیب های رابطه ی پدر و پسر گونه ی توتو و آلفردو میتونه تحت تأثیر قرارتون بده . شاید بیشترین تایم فیلم برای توصیف رابطه ی عاشقانه ی سالواتوره و الناصرف شده باشه ، که انصافاً هم قابل قبول به تصویر کشیده شده . در نهایت ، همونطور که سایکوی عزیز نوشته دیدن سینما پارادیزو شاید از نظر تکنیک های سینمایی جذّابیتی نداشته باشه ، اما یکی از انسانی ترین فیلم های ساخته شده در سینماست که می تونه شما رو حداّقل برای دقایقی با عواطفِ بخش های مختلف زندگیتون همراه کنه.
     
    فيلم قشنگي كه بايد چند بار ديدش تا خوب دركش كرد! به نظر من موسيقي فيلم خيلي خوب احساس فيلمو ميرسونه.
    يكي از نكات جالب فيلم شخصيت آلفردو هستش كه مثل يك فيلسوف توتو رو راهنمايي مي كنه! ديالوگ هاي بين آلفردو و توتو واقعا قشنگه.
    يك اثر ماندگار....
     
    حيرت انگيز ترين جذابيتي که کل اين فيلم براي من داشت غير از اسلوب واقعا بي نظيرش (که نياز به توصيف نداره) اين بود که نوستالژي اون از نوع همذات پنداري عيني بود: اين دقيقا داستان يکي از نزديکانمه !
     
    عرض ارادت نسبت به تاريخ سينما.
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 16:40  توسط کوروش غفاری  |