
عنوان فارسي: تصادف
محصول سال: 2004 ( اولين عرضه در September 10 )
ژانر: جنايي ، درام
به کارگرداني: Paul Haggis
فيلم نامه:
نوشتهی Paul Haggis ، Robert Moresco
با هنرمندي:
| Karina Arroyave |
در نقش |
Elizabeth |
| Dato Bakhtadze |
در نقش |
Lucien |
| Sandra Bullock |
در نقش |
Jean Cabot |
| Don Cheadle |
در نقش |
Det. Graham Waters |
| Art Chudabala |
در نقش |
Ken Ho |
| Sean Cory |
در نقش |
Motorcycle Cop |
| Tony Danza |
در نقش |
Fred |
| Keith David |
در نقش |
Lt. Dixon |
| Loretta Devine |
در نقش |
Shaniqua Johnson |
| Matt Dillon |
در نقش |
Officer John Ryan |
| Michael Pena |
در نقش |
Daniel (as Michael Peña) |
| Jennifer Esposito |
در نقش |
Ria |
| Ime Etuk |
در نقش |
Georgie (as Ime N. Etuk) |
| Eddie J. Fernandez |
در نقش |
Officer Gomez (as Eddie Fernandez) |
| William Fichtner |
در نقش |
Flanagan |
| Bahar Soomekh |
در نقش |
Dorri |
آهنگساز: Mark Isham
محصول مشترک: USA ، Germany
زبان ها: English ، Spanish ، Persian ، Mandarin ، Korean
تصوير: رنگی
صدا: SDDS ، DTS ، Dolby Digital
رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
زمان فیلم: 113 دقیقه
درباره فیلم :
می خواستم نقد خوب و کاملی از این فیلم را در اختیار شما بگذارم و به این دلیل بر آن شدم که نقدی از راجر ایبرت را برایتان ترجمه کنم. این متن کمی کوتاه شده است.از پیش به خاطر خطاهایی که ممکن است در آن وجود داشته باشد پوزش می خواهم.......
“Crash” داستان های به هم پیوند خورده ای را از انسان های سفيد، سياه، لاتین، کره ای ها، ایرانی ها ، پلیس ها و مجرمان، ثروتمندان و نیازمندان و افراد قدرتمند و بانفوذ و ناتوان و عاجز تعریف می کند که همه بر پایه ی نژادپرستی مشخص شده است.همه قربانی آن هستندو همه مقصر.گاهی اوقات آنها در ورای آن از مرزها عبور می کنند. واکنش های ناگهانی منفی آنها ممکن است غریزی باشد و واکنش های مثبت آنها ممکن است خطرناک باشد.چه کسی می داند که دیگری به چه می اندیشد؟
نتیجه فیلمی است دارای جاذبه و جذابیت شدید.به سرعت و به قدر نیاز می فهمیم که شخصیت ها چه کسانی هستند و زندگی آنها مانند چیست. ولی هیچ نظری درباره ی این که چگونه رفتار خواهند کرد، نداریم. چرا که به مقدار زیادی به حادثه بستگی دارد.بسیاری از فیلم ها کلیشه ای هستند و روند اتفاقات مشخص و ثابت است و ما ساختار را می دانیم و به دنبال دگرگونی ها آن ها را تماشا می کنیم. ولی “Crash” فیلمی است با احتمال باز و هر چیزی می تواند اتفاق بیفتد. به دلیل اینکه ما به شخصیت ها توجه می کنیم، فیلم توانایی غیرعادی و مرموزی در درگیر کردن ما دارد.
“Paul Haggis” کسی که فیلمنامه “Million Dollar Baby” او جايزه ی اسکار را برد، این فیلم را کارگردانی کرده است.داستان ها بر پایه ی اتفاق و حادثه، خوش اقبالی و شانس به هم ارتباط پیدا می کنند.همان گونه که زندگی شخصیت ها همانند پین بال به هم برخورد می کنند.
در این فیلم فرض شده است که بیشتر مردم در مقابل اعضای گروه های دیگر احساس تعصب، خشم، و نفرت می کنند و فیلم عواقب و پیامدهای برخاسته از این احساسات را نمایش می دهد. چیزی که مرتب اتفاق می افتد این است که تصورات شخصیت ها، آنها را از دیدن واقعیت شخصی که در مقابلشان قرار دارد باز می دارد. یک ایرانی، عرب پنداشته می شود، در حالی که ایرانی ها فارس هستند. هم مرد ایرانی و هم زن سفیدپوست دادستان بر این باورند که قفل ساز مکزیکی- آمریکایی یک تبهکار و کلاه بردار است، در حالی که او یک مرد اهل خانواده است.
یک پلیس سیاه با همکار لاتینش رابطه دارد ولی هیچگاه درست نمی فهمد که او اهل کدام کشور است. یک پلیس فکر می کند که یک زن سیاه که پوستی روشن دارد، سفید پوست است. وقتی که یک تهیه کننده به یک کارگردان سیاه پوست تلویزیون می گوید که شخصیت سیاه پوست در فیلم به اندازه کافی مانند یک سیاه پوست به نظر نمی آید، هیچگاه این موضوع از خاطرش نمی گذرد که خود کارگردان نیز سیاه به نظر نمی آید. همینطور که برای دو جوان سیاه پوست که مانند دانش آموزان کالج لباس می پوشند و رفتار می کنند نیز اینطور به نظر نمی رسد، ولی آنها یک سورپریز برای ما دارند.
می بینی که چگونه پیش می رود. در طول مسیر، این افراد دقیقا آن چیزی را که فکر می کنند، بیان می کنند. زن دادستان از یک درگیری خیابانی به قدری وحشت زده می شود که قفل ها را عوض می کند و سپس گمان می کند که قفل ساز با دوستان خلافکارش برخواهد گشت و به آنها حمله می کند. پلیس سفید پوست نمی تواند برای پدر در حال مرگش مراقبت پزشکی بگیرد و زن سیاه پوستِ مسئول بیمه ی سلامت را به خاطر استفاده از موقعیتش در رفتار تبعیض نژادی متهم می کند.
مرد ایرانی نمی فهمد که قفل ساز سعی دارد که چه چیزی را به او بگوید، کنترلش را از دست می دهد و برای حفاظت از خودش اسلحه می خرد. فروشنده ی اسلحه و مرد ایرانی در آنجا درگیری لفظی دارند.
هگیس بدون شک با صراحت فیلمنامه را نوشته و از هم گسیختگی در آن به وجود نیامده است و انتخاب بازیگر او بدون استثنا قوی بوده است.
“Crash” مسیر خود را می یابد. این فیلم روشی که همه ما مبتنی بر نژاد به سراغ نتیجه گیری می رویم را نشان می دهد.بله، همه ی ما، از هر نژادی و به هر حال اگر منصف باشیم، ممکن است که سعی کنیم که اینگونه باشیم، ما به آن بها می دهیم.
اگر امیدی در داستان وجود داشته باشد برای این است که زمانی که شخصیت ها به هم برخورد می کنند، چیزهایی یاد می گیرند، بیشتر درباره ی خودشان. همه ی آنها در پایان هنوز زنده هستند و انسان های بهتری شده اند که به دلیل اتفاقاتی است که برای آنها به وجود آمده است. نه خوشحال تر، نه خونسردتر، نه حتی باهوش تر، بلکه بهتر. سپس بعضی از آنها کشته می شوند که این ذات نژادپرستی است که تراژدی به همراه دارد.
فیلم های زیادی نیستند که بتوانند تماشاگران را به انسان های بهتری تبدیل کنند. من از Crash توقع معجزه ندارم ولی باور دارم که هر کس که این فیلم را ببیند به گونه ای حرکت خواهد کرد که همدردی بیشتری نسبت به کسانی که مثل خودش نیستند، پیدا کند.
فیلم شامل صدمه، سردی و بی رحمی است ولی از امید خالی نیست. همه ی این مردم، اگرچه بسیار متفاوت، شهر را بین خودشان قسمت می کنند و یاد می گیرند که ترسها و امید ها را نیز تقسیم می کنند.تا صدها سال پیش بیشتر مردم در هر کجای روی زمین هیچ کس دیگری را که شبیهشان نباشد را نمی دیدند. آنها نژادپرست نبودند چون تا جایی که می دانستند فقط یک نژاد وجود دارد.
شما هم اگر نکته ای دارید در بخش نظرات بگوید که به مطلب بالا اضافه شود (با نام خودتان)
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 2:14  توسط کوروش غفاری
|