
عنوان فارسي: گاو خشمگين
محصول سال: 1980
ژانر: درام
به کارگرداني: Martin Scorsese
فيلم نامه: نوشتهی Jake LaMotta ، Joseph Carter
با هنرمندي:
|
زمان فیلم: 129 دقیقه
درباره فیلم :
به قول اسکورسیزی:«باب می خواست این فیلم ساخته شود نه من.»دونیرو موقع سر زدن به پشت صحنه ی آلیس دیگر در اینجا زندگی نمی کند کتاب زندگی نامه ی گاو نر برانکس را به اسکورسیزی داد.جذابیت فیلم واضح است:گاو خشمگین نیز مثل راننده تاکسی بیش از آن که یک «فیلم ورزشی» باشد درامی روانی و خشن و اکسپرسیونیستی درباره ی مردانگی و جنسیت است.دونیرو در آن زمان بلاهای زیادی هم سر خودش آورد.ابتدا با تمرین های وحشت ناک در رینگ بوکس و بعد در رستوران های اروپا.بسیاری از بازیگرهای دهه ی 1980(آرنولد,استالونه)ماهیچه های خود را ورز می آوردند ولی دونیرو,گاو را از شاخ هایش گرفت.
بهترين فيلم دهه ي هشتاد از ديدگاه منتقدين.يكي از قويترين فيلمهاي تاريخ سينما.اينجا ما شاهد سبك بسيار پيچيده و درخشان اسكورسيزي هستيم.حركات پيچيده ي دوربين اسكورسيزي كه در صحنه هاي مشت زني, با ان غرشهاي حاشيه اي گاو به اوج خود ميرسد.تدوين فيلم عالي است(توسط شونميكر). اما بيگمان بدون دنيرو چنين فيلمي وجود نميداشت.بازي درخشان دنيرو (يكي از استثناهاي تاريخ سينما) كه چه از نظر جسماني و چه از نظر روحي خود را به نقش نزديك ميكند تا نشان دهد بيگمان بهترين بازيگر نسل خود ميباشد.
نقطه اوج رابطه چندين ساله ي اسكورسيزي,شريدر و دنيرو.امادر اين بين ستاره ي فيلم بيگمان رابرت دنيرو مي باشد.فيلمي دست نيافتني در تاريخ سينما.
اسپيلبرگ در باره ي فيلم ميگويد :با ديدن اين فيلم احساس ميکنم در حال تماشاي زندگي واقعي يک خانواده هستم و اين اوج قدرت فيلم را نمايان ميسازد.
فيلمهايي مثل راكي,علي,مرد سيندرلايي و...كه درباره بوكس هستن اين طور تمام مي شن كه نقش اول فيلم بايد در آخر با يك بوكسور شكست ناپذير وبي رحم مسابقه بدهد و در واقع هسته اصلي فيلم بوكس و ورزش ميباشد ولي در گاو خشمگين اين طور نيست!و رينگ و بوكس در حاشيه قرار دارندو اين يكي از دلايلي هست كه باعث شده فيلم مثل يك زندگي واقعي به نظر بياد(اسپلينبرگ واقعا درست گفته) و يكي از بهترين درام هاي تاريخ سينما شود.در اخر بايد بگم رابرت عالي بود كه بحثي در آن نيست.
نظرات شما:
و اینم نظر آقا قدرت که بسیار زیبا و جالبه :
در این که اسکورسیزی یک سینماگر مولف است شکی نیست او گاه به المان های مورد علاقه اش بسیار نزدیک میشود مثل گاو خشمگین راننده تاکسی ویا فیلم اخرش یعنی بازمانده ولی در اثاری چون اخرین وسوسه مسیح یا عصر معصومیت او از مولفه های محبوبش فاصله میگیرد و سعی میکند کمی به هالیوود نزدیک شود و شاید در حوزه ای خارج از حوزه ی مرسوم و شخصیش فیلم بسازد که این ناشی از حس کنجکاوی در مارتی است....اسکوریزی با رابرت دنیرو و پل شریدر تکمیل میشود در جایی میخواندم که خود اسکوریزی در موفقیت گاو خشمگین سهم زیادی را برای دنیرو قایل است ادم های مارتی همه به اخر خط رسیده هستند و کورکورانه به دنبال رستگاری قبل از مرگ میگردند اما عموما جز مرگ چیزی عایدشان نمیشود و این قانون شخصیت پردازی اسکورسیزی است ........گاو خشمگین با وجود این که سالها از ساختش میگذرد همچنان از بهترین فیلمهای مارتی است و مصداق عینی سینمای شخصی اوست.......همه چیز در خدمت به رخ کشیدن دغدغه های درونی اسکورسیزی است از شخصیتها گرفته تا فیلمنامه و روایت فیلم.......اسکورسیزی بارها برای این فیلم مورد تقدیر قرار گرفت هر چند در جشنواره اسکار توفیقی پیدا نکرد اما این بیشتر به یک لجبازی و غرض ورزی شبیه بود زیرا باره کاندیدای دریافت اسکار شد اما هیچگاه نتوانست ان را تصاحب کند و این مسئله تا انجا برایش دور از ذهن بود که وقتی نام او بعنوان برنده جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم مردگان خوانده شد با طعنه از مجری پرسید مطمئنید اسم رو درست خوندید؟راستی به آقا قدرت هم یه سر بزندید (کلیک کنید)
شما هم اگر نکته ای دارید در بخش نظرات بگوید که به مطلب بالا اضافه شود (با نام خودتان)