
عنوان فارسي: رهایی از شاوشنک
محصول سال: 1994
ژانر: درام
به کارگرداني: Frank Darabont
فيلم نامه: نوشتهی Stephen King ، Frank Darabont
با هنرمندي:
| Tim Robbins | در نقش | Andy Dufresne, Inmate 37927 |
| Morgan Freeman | در نقش | Ellis Boyd 'Red' Redding |
| Bob Gunton | در نقش | Warden Samuel Norton |
| William Sadler | در نقش | Heywood, Inmate 32365 |
| Clancy Brown | در نقش | Captain Byron Hadley |
| Gil Bellows | در نقش | Tommy Williams, Inmate 46419 |
| Mark Rolston | در نقش | Bogs Diamond |
| James Whitmore | در نقش | Brooks Hatlen, Librarian |
| Jeffrey DeMunn | در نقش | District Attorney - 1946 |
| Larry Brandenburg | در نقش | Skeet |
خلاصه داستان:
در اواخر دهه 1940 مردی جوان به نام اندی که بانکداری موفق و فردی کم حرف است به جرم کشتن همسرش و مردی که با او رابطه نامشروع داشته به حبس ابد محکوم می شود اما اندی اصرار دارد که او مرتکب اين قتل نشده است . اندی به زندان شائوشنگ فرستاده می شود تا دوران محکوميت خود را در محيطی پر از خشنونت و بی رحمی سپری کند . اندی در ابتدا در آنجا تنها و منزوی است اما پس از مدتی با فردی به اسم رد آشنا می شود که نفوذ زيادی در بين کارمندان زندان دارد و بکمک او موفق می شود کتابخانه زندان را راه اندازی کرده و همچنين بعنوان مشاور مالی رئيس زندان بکار مشغول شود . در مدت چندين سال اقامت در زندان اتفاقات زيادی برای اندی رخ می دهد برای مثال او در می يابد که چه کسی قاتل واقعی همسرش بوده اما در تمام اين مدت اميد ، ايمان و اراده خود را از دست نمی دهد و نهايتاً موفق می شود پس از سی سال از زندان فرار کند .
رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
زمان فیلم: 142 دقیقه
درباره فیلم:
شايد تا به حال بيش از ۵۰ بار اين فيلم رو ديدم. باورنکردني اينه که هنوز برام تازست. فيلم از ۳ بخش تشکيل ميشه. بخش اول که شما با کاراکترهاي فيلم و داستان اون آشنا ميشد. که واقعا در جاي خودش بسيار قوي به اين مسئله پرداخته ميشه. قسمت دوم فيلم که به شما خودتو مي توني بين داستان تصور کني و پر از حرف هايي است که شنيدنش هميشه تازه است و پر از درسهايي که تو زندگي روزمره ما هم وجود دارد. يکي از صحنه هاي شاهکار سينما رو در اين قسمت از فيلم که ۱ ساعت مياني فيلم و تشکيل ميده مي تونيد ببينيد. و اما بخش سوم فيلم که اونقدر شما رو غافلگير مي کنه که تصورش هم نمي کنيد.
اين فيلم رو شبکه ۱ خودمون نشون داد. ولي با توجه به محدوديت ها و سانسور و حتي جاهايي ترجمه ضعيف بهتون پيشنهاد مي کنم نسخه اصلي اونو ببينيد و بارها از ديدن اون لذت ببريد.
تو اين فيلم حرفهايي گفته ميشه که کمتر اونها رو ميشنويد. پس خوب به حرفهايي که رد و بدل ميشه گوش کنيد.
آنچه که انسان سال ۲۰۰۳ به آن احتياج دارد تکنولوژي و صنعت و يوگا و ... نيست بلکه اميد است . آن هم اميد از نوع واقعي آن . رستگاري از شاوشنک فيلم اميد است اميد به زندگي . با آن دوستم موافق نيستم که اوايل فيلم چرت مي زنيد چو ن اصلا اين طور نيست. فيلم از هر لحاظ نمونه يک فيلم به عنوان فيلم است . تنها افسوس آن باقي مي ماند که فرانک دارابونت عزيز خيلي کم فيلم مي سازد . اما وقتي مي سازد خستگي را از تن من در مي کند.
يادمه بار اول كه اين فيلمو ديدم چنان تاثيري روم گذاشت كه خواستم زندگيمو به طور كل تغيير بدم. واقعا جادويي بود
اين فيلم "اميد" رو به معناي واقعي كلمه توصيف كرده
هميشه آرزو ميكنم كه اي كاش ميتونستم دوباره اين فيلمو براي بار اول ببينم و اون تاثير اوليه رو دوباره احساس كنم
خوش به حال كساني كه هنوز اين فيلمو نديدند !!!
تنها ايرادي كه تونستم به فيلمنامه وارد كنم اين بود كه در صحنه اي بروكز اندي رو نصيحت ميكنه كه از رييس زندان طلب پول نكنه چون مادامي كه خودش توي زندان بوده 6 تا رييس عوض شدند كه يكي از يكي خسيس تر بوده و در جاي ديگه فيلم معلوم ميشه كه بروكز 50 سال توي زندان بود كه مثلا حدود هر 10 سال رييس عوض ميشده ولي اندي 19 سال توي زندان ميمونه بدون اينكه رييس عوض بشه! البته اينم شايد بشه طوري توجيه كرد. خوب شايد عوض شدن رييس ها طبق دوره ي زماني مشخصي نبوده.
فيلم شايد به معناي واقعي اميد رو در دلهامون زنده نكنه ولي با اطمينان ميشه گفت فيلم نا اميدي رو در ما نابود ميكنه و جزو معدود فيلمهاييه كه رستگاري يه آدم رو اينقدر ملموس نشون ميده ... واقعا سكانس خروج تيم رابينز از لوله ي فاضلاب زندان ثابت ميكنه كه روح آزادي طلب انسان زندان تنش رو بالاخره سوراخ ميكنه و لذت پرواز رو به بالهاي روشنش اهدا ميكنه ....
به نظر ميرسه دارا بانت براي انتخاب سكانس پاياني خيلي با خودش كلنجار رفته كه آيا ملاقات رابينز و فريمن رو نشون بده يا به اتوبوس سوار شدن فريمن اكتفا كنه , كه البته اگه اين كارو مي كرد هيچ وقت نمي شد به خاطر لذتي كه از مخاطب سلب كرده بخشيدش